ابن الكلبي
83
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
آنان با غير عرب روى مىداد ، مفاخر قبيلهيى را شعار خويش قرار مىدادند . و همچنين در جنگهايى هم كه ميان خود تازيان اتفاق مىافتاد ، باز مفاخر قبيلهاى بازگو مىشد . سه شاعر بزرگ عصر اموى ، يعنى جرير و فرزدق و اخطل را مىنگريم كه يكديگر را با برشمردن مثالب و معايب قبيلهيى هجو مىكردند . جرير افتخار مىكرد بر « اخطل » به دو قبيلهء تميم و قيس بر تغلب ، و مفاخر تميم و قيس را برمىشمرد و « اخطل » مفاخر تغلب و برترى آن را بر قبيلهء تميم مايهء مباهات و سر بلندى خويش قرار مىداد و همچنين جرير ، بر فرزدق به نام اينكه شاخهاى ( فرعى ) از تميم است مباهات مىنمود و فرزدق بعنوان اينكه جزو خاندان تميم است بر جرير سرافرازى مىكرد ، و هر يك از اين دو رسواييهاى شاخهء ديگر را بر مىشمرد . بنابر اين فرق چندانى ميان اينان و شعراى جاهلى كه به مفاخر قبيلهيى و خانوادگى توسل و تشبث مىجستند ديده نمىشود . امويان بحقيقت زندگى عربي جاهلى را پيش گرفته بودند و عصبيت قبيله را در نظر داشتند ، و همين عصبيت را برندهترين سلاح قرار داده بودند ، و اين رويه موجب حفظ انساب و تفاخر قبيلهيى مىشد . پس از آنكه تازيان بر ايران و روم تسلط يافتند ، مردم به دو دسته تقسيم شدند : يكى عرب ، و دو ديگر موالي ، و اين تقسيم مردمان در قلمرو إسلام به دو دستهء عرب و موالي بر عصبيت عربي و نژاد پرستى تازيان بيفزود و لذا علم انساب بيش از پيش مورد توجه و عنايت واقع شد . با سقوط حكومت ستمگر و نژاد پرست اموى و روى كار آمدن